اين روزها مشغول آمارگيري از سفر و كوچ تئاتري ها به پايتخت هستم ...خلاصه اي از مطلب را در پي مي آورم تا نظر دوستانم را بدانم و اين مقاله را براي چاپ آماده كنم.
در تنهایی خویش هر کسی سرنوشتی را جستجو می کند ، و در این میان ، تئاتر، یا همان حرکت مداومِ رو به رشدِ کمال .
هر کس قصه ای دارد برای جیب خالی خود و گاه شاید برای تعریف کردن در حضور جمعیت ِ تماشاچیان ...می خواهم بدانم چه کسی گفته است، تماشاگر اینجای نقشه ی جغرافیا با تماشاگر آنجای نقشه ی جغرافیا متفاوت است ،انگار کسی نیست جواب بدهد ، باکی نیست ، ادامه می دهیم ، قبل از اینکه صحبت کنیم ، لطفا کمی جلوتر بیایید تا صدایمان آرام باشد و خودمان بشنویم ، نه به سبک سیاستمدارانمان دستمال برافرازیم و هوچی گری کنیم و مظلوم نمایی و جار جنجال .
تعریف واژه: تئاتر یک کل به مثابه فرم هنری ، کسب و کار و قوی ترین وسیله ارتباطی یا هر تعریفی که شما دوست داشته باشید گاهی باعث کوچ آدم ها می شود. کوچ تئاتری ! خب اینهم یکی از کارکردهای تئاتر در عصر علوم هسته ای ست.که اگر تاریخ نگاری بودم همچون بیهقی بزرگ در روزگار خویش ، ثبت و ضبط می کردم آمار مهاجرت جوانان تئاتری شهرستان ها ( مثال اخیر » شیراز ) که وقتی دقت کنی نخاع پشتت به لرزه می افتد.
شاید در رشته های دیگر هم باشد اما در مورد تئاتر حتمن و با اختیار خویش موضوع را حساس و بغرنج یافتم که دست به انگاره های مجله ای بردم تا بحث را تفسیر کنم ...وگرنه ما را چه به این گزافه گویی ها.
خدایا! ای تمام هستی و رویای من ، کمکم کن تا منظورم را سر راست به مقصدِ خویش برسانم.
اساسا دانشگاه های تئاتری چقدر مفید برایمان واقع شده اند. ( منظورم بحث نخ نمای اساتیدمان سر کلاس نیست ) نگاهی به سراپایمان بیندازیم وو بدون رودربایستی جواب بدهیم ، آیا ما ماشین های صفر کیلومتر تولید تئاتر برای این جشنواره و آن جشنواره هستیم که پشت سر هم و به ترتیب از سردر دانشگاه خارج می شویم. تا اجرا کننده سیاست های جشنواره ای باشیم ، امسال این موضوع را کار کن ، تا سال بعد هم خدا کریم است.
ساحت تماشا کننده که در هیچ جای دنیا فرقی نمی کند ، پس مسئله ی کوچ پرستو وارمان تماشاگر نسیت ، فکر نمی کنم بودجه هم باشد ، تازه اگر هم باشد در پایتخت کسی برای صفرکیلومترها تره هم خورد نمی کند.امکانات ؟ باید امکانات را توضیح بدهیم ، که داشتن سالن و اندک بودجه حقی ست که باید داشته باشیم و من بر آنم که داریم ، که با چشم خود شاهد تمرین گروه هایی در پارک ، لابه لای آن درختان کاجی که به سختی آدم ها میانشان دیده می شوند کا را با ذوق و شوق تمام به جشنواره می رسانند.
پس بگذاريد دليل را جاي ديگري جستجو كنيم ، آن هم ديده شدن است. به معناي شومنيسم...
شما هم همراه شويد و بگوييد.
+
نوشته شده در نوزدهم شهریور 1388ساعت توسط
|